خرید بک لینک

درباره سایت

24#

آخرین مطالب

امکانات وب

رهاش کن بره رئیس! وقتی برای اولین بار، یاد میگیری با جمله ی "با من دوست میشی؟" باید دوست پیدا کنی، وقتی برای اولین بار یه نفرو پیدا می کنی که این جمله رو بهش بگی، یا نه، اصلا یه لبخند میزنی و بعد وسایل و خوراکی ها و افکارتو باهاش شریک میشی و بالاخره یه نفر رو تو دنیای خودت راه میدی، شاید درک عمیقی از مفاهیم دوستی و فداکاری و وفاداری و از این دست نداشته باشی، ولی همه چیز توی دنیات انقدر پاک و صادقادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 7:23

من یک روشنفکرم! هر کس عقیده ی مخالف من داشته باشد، اُمّل، عقب افتاده، متحجر و گوسفند است که سرش را در آخور معاش فرو برده و از ناحیه ی سر، تعطیل است. من یک روشنفکرم! هر کس عقیده ای مخالف عقاید من داشته باشد، یقینا جیره خور فلان کس و فلان جاست و برای هر کلمه ای که می گوید و هر کاری که می کند، به حسابش در بانک های سراسر دنیا از ارث پدری من و شما میلیارد ها اوشلوق! واریز می شود و بی شک، با اختلاسگران ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 7:23

واقعا درک نمیکنم اوناییو که میگن چرا تابستون طولانی شده و چرا تموم نمیشه پاییز بیاد! عزیزم دوست داری جای لش کردن، بری دانشگاه کمرت زیر بار درس و دانشگاه خم شه؟ من از روز های کوتاه پاییز متنففففففرم! اصلا مگه روزم داره؟ شبه همش! بدبختی اینجاست که من برای اینکه درس بخونم و ذهنم متمرکز باشه، نصف بیشتر اینترتینمنت هامو میبوسم میذارم کنار، ولی درس هم نمیخونم! البته میدونم که ناموسا درس خوندن و دانشگاه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: پنجشنبه 9 شهريور 1396 ساعت: 7:23

عنوان آزمایش: آیا باز گذاشتن کامنت های یک پست، می تواند تاثیری روی وجود یا عدم وجود مخاطب داشته باشد؟ پ.ن: GAME OVER پ.ن که نه، شرح حال: ۱. مامان: عه امروز روز پزشکه! زنگ بزن به اون دوستت تبریک بگو! (با یک لبخند شیطانی جهت آزار اینجانب) من: کی؟سیما؟ مامان: نههه! اون یکی! (اسمش را به خاطر دارد، ولی از عمد نمی گوید تا خودم با گفتنش نصف شوم :| ) من: آهاااان! خانواده ی دکتر ارنست! (کوچه ی علی چپ) ۲. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 14:10

حدود یک هفته پیش بود که به نگار گفتم دلم شدیدا یک مسافرت تک نفره می خواهد.از آن هایی که all else is nothing. شناور در جهان ناممکن خود و فارغ از شادی،درد و هر احساس پر مشغله ی دیگر، تهی و آزاد. شاید بالاخره توانستم حسرت این سال ها را جبران کنم و یک سفرنامه ی مختصر بنویسم. حقیقی شدن این رویا، یکی دیگر از معجزات این تابستان دوست داشتنی است.گویا آن بیست سالگی پرتلاطم، یک بیست و یک سالگی آرام خواهد داشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

خیلی ناگهانی، تصمیم گرفتم به جنبشی با قوانین ذیل بپیوندم: 1. میان تعداد زیادی از آدم هایی که می شناسید، تنها و فقط تنها یک دوست داشته باشید. 2. با بقیه ی افراد تنها سلام علیک کنید و مدام به تملق گویی مشغول باشید. هیچ عمل دیگری لازم نیست با آن ها انجام دهید. 3. برای آن دوستتان از جان و دل مایه بگذارید و تمام وقت خود را با او گذرانده و اجازه ندهید با کس دیگری وقت بگذراند(فیزیکی و روحی) 4.دوستتان را ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

از آهنگ هایی که برای سفر گزینش کردم، فهمیدم دلم همیشه می خواهد به یاد تو باشد.زندگانی سرشار از پارادوکس من،با یک صبح سرد تابستانی تثبیت شد و مغزم چنان از کار افتاده که در محلولی غشایی،در سرم غوطه ور است و قلبم آنچنان این سکون را می خواهد که گمان کنم رئیس قطار، باید با چک و لگد بیرونم کند!چرا قطار بی مقصد اختراع نشده؟ باید همانطور کوچک می ماندم و سوار بر قطار های اسباب بازی که تا ابد دور خودشان می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

شاید بعضی روز ها یادت بیوفتد و با خودت بگویی همان کسی که مدعی بود و نیشش برای بقیه باز، چرا داد و هوارش برای من بود؟ چرا لبخند میزد و لبخند میزد، اما در یک چشم به هم زدن، به مرز انفجار می رسید و صدایش را در حلقومش می انداخت و جلوی بقیه سرم عربده می کشید؟ جوابش خبلی ساده است! عاقا من روی شما حساسم! من درمورد شما غیرتی میشوم! بفهمید لطفا!(حالا بماند که من در چشم شما، سیب زمینی ای بیش نیستم!) همه ی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

عنوان: من گفتم ۲۱ سالگی آرام؟ فااااااک لاااایف! چرا فرزندان در قبال پدر و مادر مسئول هستن و باید احترام بذارن؟ نباید برعکس باشه؟ من انتخاب نکردم که به دنیا بیام!اگه این اسمش جبر نیست، پس چیه؟ شما یک انسان به من نشون بده که بچه ش حاصل ارضای شهوتش نباشه! چیه این دنیا؟ چیه این زندگی؟ پستی و حقارت تا کجا؟ در جواب «برات کلی زحمت کشیدن»، باید بگم من اصلا راضی به زحمتشون نبودم! مجبورشون نکرده بودن که بچهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

بعد از یک ضد حال بزرگ، دنیا را به گور پدرش واگذار کرده و یک خرید اینترنتی درست و حسابی بفرمایید! (نتورک مارکتینگ هم خودتونید)

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 7:56 توسط MR Kim

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

او هم مرا دوست داشت. آن شبی که برای اولین بار بوسیدمش، فهمیدم. برخلاف انتظار من، آنقدر ها هم شوکه نشد. انگار انتظار چنین چیزی را داشت و علی رغم فرار از آن، خودش را در این مهلکه انداخت. بدون شک، حال آن شب مرا دیده بود و می دانست اگر تنها به دامم بیفتد، به سادگی رهایش نمی کنم. گویا من تنها کسی نبودم که می خواستم تمامش مال من باشد. او هم مرا عاری از هر ناخالصی می خواست. وقتی ناغافل راهش را سد کردم وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

فهمیدم گه خوری اضافی خیلی کار بدیه! من حتی حرفمو ناشناس هم نمیتونم بهش بزنم!

البته ترس از تصور اینکه خوشحال بشه و فکر کنه کس دیگه ایه هم بی تاثیر نیست!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:1 توسط MR Kim

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

موضوع : For every action, there is an equal and opposite reaction اوایل امروز اعتماد به نفسم گم شده بود، کفتر کاکل به سر در حالیکه وای وای (و به روایتی های های) می کرد، خبر آورد که آخرین دسته ی جادوگرای جارو سوار که به سمت شهر های جادوخیز مهاجرت می کردن، اونو برای آخرین بار پشت خط موزائیک دیدن. منم جرئت نکردم پامو بذارم اونجا، می ترسیدم برم و دلبر نباشه. چند شبی هم می شد که یه دروگر از خدا بی خبر،ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

من که اصراری ندارم

تو خودت مختاری

یا بمان

یا که نرو

یا نگهت میدارم...

"محسن مرادی"

پ.ن : حالا خود دانی!

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:57 توسط MR Kim

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:47

صرف نظر از تناقضات ایجاد شده،باید بگم خیلی آرامش دارم این روزا،حس میکنم حالت خوبه.اینکه به فکرم باشی،حالمو صد برابر بهتر میکنه.حالا دیگه تقریبا دستت اومده که خیلی وقته حالم خوش نیست.من حتی تو این مورد هم دلداریت میدم و میگم میاد روزای خوب،فقط باید تحمل کرد این روزا رو،به قول خودت باید... همیشه یکی اادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر عباسی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 5:12

صفحه بندی