از آهنگ هایی که برای سفر گزینش کردم، فهمیدم دلم همیشه می خواهد به یاد تو باشد.زندگانی سرشار از پارادوکس من،با یک صبح سرد تابستانی تثبیت شد و مغزم چنان از کار افتاده که در محلولی غشایی،در سرم غوطه ور است و قلبم آنچنان این سکون را می خواهد که گمان کنم رئیس قطار، باید با چک و لگد بیرونم کند!چرا قطار بی مقصد اختراع نشده؟ باید همانطور کوچک می ماندم و سوار بر قطار های اسباب بازی که تا ابد دور خودشان می چرخند، به تو فکر می کردم.افکارم را سیل هم ببرد، تو سر جایت می مانی و من فقط می توانم از دوردست به تو خیره شوم و بر خودم و ترس هایم لعنت بفرستم و درست مثل بزدل ها، برایت آرزوی خوشبختی کنم. برایم متاسف بمان، لایق هیچ چیز دیگر از جانب تو نیستم.همانطور که سرم از بی حرکتی بی حس شده و به این فکر می کنم که به خیالت در ذهنم، اعتراف کنم یا نه، قطار می ایستد و تو ثابت می مانی تا اعتراف من و من ثابت می مانم تا قطار بعدی
بشنویم:
Who are you_Sam Kim
+ نوشته شده در دوشنبه نهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 6:58 توسط MR Kim
برچسب:
نویسنده: امیر عباسی
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 3:47